مقدمه ی ژئوپولیتیک

مقدمه ی ژئوپولیتیک
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
15:34 00:00

رادیو پنجاه و یک شماره دو مقدمه‌ی ژئوپولیتیک.رادیو پنجاه و یک جایی هست که نظریه ژئوپولیتیک معرفی میشه و کاربرد عملیشون توسط قدرت ها تعریف میشه. با سلام و درودهای فراوان به دوستانی که این پادکست رو دنبال می‌کنند. در این قسمت کمی جامع‌ تر می‌پردازیم به ژئوپولیتیک و اهمیت اون. همونطور که در مقدمه خدمتتون عرض کردم یا به عبارتی این تعریف به دست دادم, ژئوپولیتیک  یعنی مطالعه‌ی تقسیم قدرت در جهان.  اگر این تعریف رو بپذیریم و بر اساس این تعریف می‌بینیم که یک جور رابطه‌ی متقابل وجود داره بین قدرت و تقسیمش در جهان یا به عبارتی یک تحلیل ژئوپولیتیکی مبتنی بر نه تنها تقسیم قدرت همچنین مبتنی بر تقسیمات جهانی اون توسط یک یا چند قدرت برتر یا قدرت فائقه,اگه دوست دارید بگید.بزارید یه مقداری این مساله رو بشکافیم. ببینید اگه شما به نقشه‌ی جهان یا همون اطلس جغرافیا به اصطلاح نگاه بکنید منظورم نقشه‌ی خالی نقشه خالی که هیچ چیزی روش نیست, این نقشه چیزی نیست جز یک فضای جغرافیایی, یعنی اون چیزی که روبروی شماست و هیچ چیز روش ننوشته این نقش چیزی نیست جز یک فضای جغرافیایی, کاری که ژئوپولیتیک میکنه فضای جغرافیایی رو تبدیل می‌کنه به یک فضای سیاسی, حالا اگه همون اطلس رو با تمامی تقسیمات ژئوپولیتیکی اون نگاه بکنید می‌بینید که یک سیستم جهانی وجود داره متشکل از مرزهای بی‌شمار بین دولت ملت‌ها, یعنی اون فضای جغرافیایی یک دست در نقشه‌ی ساده‌ی قبلی تبدیل شده به تعداد زیادی فضای جغرافیایی کوچک کوچک به اصطلاح, با نام‌ها و مرزهای خودشون که ما به اونها کشور یا به عبارتی همان دولت ملت میگیم,پس تحلیل  ژئوپولیتیک محور چیزی نیست جز بررسی, یک: تقسیم فضای جغرافیایی به فضای سیاسی دو: بازیگرانی که قدرت دارند و این تقسیمات را اجرا و نظارت می‌کنند. جابه‌جایی قدرت بین بازیگران, باز تقسیم فضای جغرافیایی به بازیگران قدرتمند جدید. پس تحلیل کاربردی ما این میشه که  ژئوپولیتیک عبارتست از تحلیل تقسیم قدرت در جهان و بررسی و به اصطلاح مطالعه‌ی اینکه چه کسی صاحب اون قدرته که روی تقسیم قدرت و یا تغییر اون تصمیم می‌گیره. بعد از جنگ جهانی دوم بازیگران اصلی دولت ملت‌ها هستن. در حقیقت دولت ملت‌ها یک جوری ظرف قدرت هستند در یک سیستم جهانی یا به عبارتی دولت ملت‌ها بازیگران مستقل هستند و صاحب قدرت بلامنازع در قلمرو خود, این اون چیزیه که در سازمان‌های بین‌المللی شما می‌بینید یا از منظره تئوریک میشه گفت. پس اگر این منظره تئوریک و به کناری بزاریم و برگردیم به تحمیل ژئوپولیتیک محور, این تحلیل به ما نشان میده که اون تئوری با واقعیت خوانایی نداره یعنی مسئله ی اصلی تئوری نیست مساله‌ی اصلی قدرته. میتونم یک مثال ساده اینجا خدمتتون بگم, به اوضاع سوریه‌ ی امروز نگاه بکنید و کشورهایی که بدون اینکه از دولت مرکزی این کشور یعنی سوریه که عضو سازمان ملل متحد هست یعنی همون تئوری که ازش حرف زدیم دولت ملتی که یا کشوری که عضو اون سازمان بین‌المللیه و به اصطلاح صاحب قدرت بلامنازع در قلمرو خودشه. بر اساس اون تعریف.ولی در واقع می‌بینیم که این کشورها بدون اجازه گرفتن از قدرت مرکزی یا همان دولت ملت وارد به خاک اون کشور شدند و در آنجا هستند و جاهایی را اشغال کردند با دلایل و مسائل استراتژیک و ژئوپولیتیکی که خودشون مطرح می‌کنن. شما اگر به اون منظره نگاه بکنید می‌بینید که جهان تئوری یک چیزه و جهان واقعیت یعنی همون قدرت یک چیزدیگست. پس درک مساله‌ی قدرت و تقسیم آن در جهان به ما این رو می آموزه که باید نگاه ما بیشتر متوجه  قدرت باشه نه دولت ملت. در این حال همه‌ ی دولت ملت‌ها هم حتی بازیگرانی با وزن ژئوپولیتیکی مساوی و یکسان نیستند. در ساختار ژئوپولیتیکی جهان فاکتورهای دیگری هستند که باید لحاظ بشن. پس اگر بخوایم با این مختصر نتیجه‌ای بگیریم و اون نتیجه اهمیت ژئوپولیتیک باشه, باید ژئوپولیتیک رو اینجوری بفهمی, من سعی می‌کنم دو نقل قول از دو متخصص ژئوپولیتیک براتون بیارم که روی اهمیت ژئوپولیتیک تاکیید دارن. اتوتایل فرانسوی, ژئوپولیتیک تصویری کلان را ارائه داده و روش ارتباط تحولات محلی و منطقه‌ای با سیستم و نظام جهانی به عنوان یک کل را پیشنهاد میدن. ژئوپولیتیک شیوه‌ی فضایی اندیشیدن درباره‌ی آرایش بازیگران,عناصر و موقعیت‌های مختلف را به طور همزمان بر روی صفحه‌ی شطرنج جهان نشان می‌دهد. پس میشه گفت ژئوپولیتیک به عنوان دانش رقابت و گسترش حوزه‌ی نفوذ به دولت‌ها و گروه‌های متشکل سیاسی. نه فقط دولت‌ها گروه‌های متشکل سیاسی که در صدد کسب قدرت و در تصرف ابزارها, اهرم‌ها و فرصت‌های جغرافیایی هستند قدرت داده و امکان چیره شدن بر رقیب رو به اون ها میده. ژئوپولیتیک,باز برگردیم به  مقدمه, یکی از روش‌های کارآمد برای نگاه به دنیاست. حالا از کالهاسوفر که مختصری دربارش در مقدمه گفتیم نقل قولی میارم از مقاله‌ای که در سال هزار و نهصد و بیست و پنج نوشت. اهمیت ژئوپولیتیک رو اینجوری توصیف می‌کنه, نقل قول:اگر چشمانمان نمی‌توانند آینده‌ی تاریک را ببینند تحلیل علمی ژئوپولیتیکی این امکان را به ما می‌دهد تا به پیش‌بینی آینده مورد نظر بپردازیم, رهبران آینده‌ی ما باید درس تحلیل  ژئوپولیتیک را آموزش دیده باشند. تنها ژئوپولیتیک می‌تواند به رهبران سیاسی بصیرت لازم را برای شناخت نیازهای واقعی برای درک درست جهان بدهد و به آنها اجازه دهد که خود را مطرح کند. این اتفاقی نیست که به لغت سیاسی یعنی پلیتیک پیشوند زمین یعنی ژئو اضافه شده است. این علم ارتباط سیاست را با سرزمین برقرار می‌سازد, پایان نقل قول.بسیاری از بحران‌ها مبنای ژئوپولیتیکی دارن منظورم اینه که کمتر پدیده‌ی سیاسی رو می‌تونی در عرصه‌ ی دولت ملت نام ببرید که ریشه در جغرافیا نداشته باشه یعنی ماهیت ژئوپولیتیکی نداشته باشه و اون یعنی قدرت و تقسیم اون در جهان. یعنی وقتی قدرت هست سیاست خاصی در جغرافیای معینی اعمال می‌شه. با همه‌ی این توصیفات در ارتباط با قدرت و تقسیم آن در جهان بذارید به یک نکته اشاره بکنم که خیلی مهمه در این رابطه بهش توجه بشه, در عرصه‌ی سیاست لزوما طرف قوی برنده نخواهد بود بلکه برنده کسیست که به قواعد بازی در سیاست مسلط باشه. می‌تونم دو تا مثال از گذشته و زمان حال خدمتتون بگم. یکیش نبردی که در سال هزار و نه صد و پنجاه و چهار بین نیروهای ژنرال جیاپ فرماندهی قوای ویتنام شمالی و نیروهای فرانسوی مستقر در هند و چین در منطقه‌ای به نام دین بین فو اتفاق میفته و در این نبرد نیروهای فرانسوی که به هر حال از ادوات جنگی بالا و حمایت بین‌المللی و همه ی این هارو داشتند تو این نبرده به نیروهای ویتنام شمالی می‌بازند و برای همیشه خاک هند و چین و ترک می‌کند. دومین مثالش حضور نیروهای ابر قدرت آمریکا در ویتنام و شما همتون از جنگ ویتنام خبر دارید و خروج عجولانه‌ ی آن‌ها در حقیقت یک جور فرار آمریکا از سایبون در سال هزار و نهصد و هفتاد و پنج, مقابل نیروهای ویتنام شمالی دوباره به فرماندهی ژنرال جیاپ.این دو تا مثال از گذشته, اگر مثال زمان حال بخوام خدمتتون بگم شکست نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان در مقابل یک لشکر به اصطلاح پا برهنه و همین‌طور شکست آمریکا و اعتراف در عراق مقابل نیروهای متفاوتی که اونجا مقابلشان ایستادگی کردند. پس دوباره برمیگردم به اون جمله ای  که خدمتتون عرض کردم. در عرصه سیاست لزوما  طرف قوی برنده نخواهد بود,بلکه برنده کسیست که به قواعد بازی در سیاست مسلط باشه. کدام قواعد بازی؟ ژئوپولیتیک که ازش ژئواستراتژی درمیاد. استراتژی‌های نظامی بسیار مهم از  ژئوپولیتیک در میاد.پس همینجا این برنامه رو به پایان می‌برم و تا برنامه آینده به آمید دیدار.

Radio51_Admin وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *